مير تقي الدين كاشاني
1
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
[ مقدّمهء مؤلّف ] بسم اللّه الرحمن الرحيم ربّ وفّقنى لاتمامه بحقّ محمد و آله حمد و سپاس بىعدد آفريدگارى را سزد كه نفس ناطقه را معدن جواهر اسرار معرفت و منبع زلال حكمت گردانيد ، تا نوع انسان به استعداد كمالات قولى و فعلى ، به اصناف سعادات دنيوى و اخروى مخصوص گردد . و شكر و ثناى بىقياس ، پروردگارى را زيبد كه آئينهء جان را ، كه جام جهاننماى قدرت است به صيقل انوار ذات و صفات خود منوّر ساخت ، تا به عكس جمال و جلال لم يزلى ، اسرار توحيد و محبّت در دايرهء مركز بشريّت متجلّى شود . آن جميلى كه فرايد فوايد عوايد جناب او عزّ عن التشبيه بر ذمت اولو الالباب قرضى متحتّم است « 1 » كه : يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ « 2 » . آن جليلى كه مجامع محاسن حضرت احديّت او جلّ عن التمثيل بر قوت نهمت ذوى العقول فرضى واجبست كه : لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ « 3 » . رباعيّه آنجا كه كمال كبرياى تو بود * عالم نمى از بحر عطاى تو بود ما را چه حدِ حمد و ثناى تو بود * هم حمد و ثناى تو ، سزاى تو بود آن قادرى كه مشّاطهء قدرتش چهرهء حلى بندان تتقنشين غنچه ، بگلگونهء صنع بديع
--> ( 1 ) . اصل : فرضى متّحمست . ( 2 ) . فاطر / 3 . ( 3 ) . قصص / 70 .